|
RUN AWAY
|+| نوشته شده توسط هدی در پنجشنبه 28 تیر1386 و ساعت 19:48 خودمان
|+| نوشته شده توسط هدی در پنجشنبه 21 تیر1386 و ساعت 11:28 شکر
الهي !
به خاطر داده هايت ، نداده هايت و گرفته هايت شكر…..
چون داده هايت رحمت ، نداده هايت حکمت و گرفته هايت آزمايش است... روزت مبارک مامانی|+| نوشته شده توسط هدی در پنجشنبه 14 تیر1386 و ساعت 10:44 گمشده
هر کسي دوتاست .
و خدا يکي بود . و يکي چگونه مي توانست باشد ؟ هر کسي به اندازه اي که احساسش مي کنند ، هست . و خدا کسي که احساسش کند ، نداشت . عظمت ها همواره در جستجوي چشمي است که آنرا ببيند . خوبي ها همواره نگران که آنرا بفهمد . و زيبايي همواره تشنه دلي است که به او عشق ورزد . و قدرت نيازمند کسي است که در برابرش رام گردد . و غرور در جستجوي غروري است که آنرا بشکند . و خدا عظيم بود و خوب و زيبا و پراقتدار و مغرور . اما کسي نداشت ... و خدا آفريدگار بود . و چگونه مي توانست نيافريند . زمين را گسترد و آسمانها را برکشيد ... و خدا يکي بود و جز خدا هيچ نبود . و با نبودن چگونه توانستن بود ؟ و خدا بود و با او عدم بود . و عدم گوش نداشت . حرف هايي است براي گفتن که اگر گوشي نبود ، نمي گوييم . و حرفهايي است براي نگفتن ... حرف هاي خوب و بزرگ و ماورائي همين هايند . و سرمايه ي هر کسي به اندازه ي حرف هايي است که براي نگفتن دارد ... و خدا براي نگفتن حرف هاي بسيار داشت . درونش از آنها سرشار بود . و عدم چگونه مي توانست مخاطب او باشد ؟ و خدا بود و عدم . جز خدا هيچ نبود . در نبودن ، نتوانستن بود . با نبودن نتوان بودن . و خدا تنها بود . هر کسي گمشده اي دارد . و خدا گمشده اي داشت ... |+| نوشته شده توسط هدی در یکشنبه 10 تیر1386 و ساعت 18:1 |
|
