|
عشق چیست؟
شاگردی از استادش پرسید ((عشق چیست؟))
استاد در جواب گفت به گندم زار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور.اما در هنگام عبوراز گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی بهعقب برگردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت . استاد پرسید ((چه اوردی؟))
و شاگرد با حسرت جواب داد ((هیچ !هرچه جلومی رفتم خوشه های پر پشت تر می دیدم و به امید پر پشت ترین ان ها تا انتهای گندم زار رفتم.)) استاد گفت عشق یعنی همین! شاگرد پرسید پس(( ازدواج چیست؟)) استاد به سخن امد که به جنگل برو و بلندترین و زیباترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت
استاد پرسید:((چه شد؟))
او در جواب گفت به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم. ترسیدم که اگرجلو بروم باز هم دست خالی برگردم. استاد گفت ((ازدواج یعنی همین!!!)) |+| نوشته شده توسط هدی در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت 22:11 من
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد |+| نوشته شده توسط هدی در یکشنبه 26 فروردین1386 و ساعت 20:43 روابط موجود در دانشگاه
-1 روابط دانشجو با استاد روابط دانشجو با استاد الف: دانشجو دختر است و استاد مرد : -1 دانشجو خودشيريني مي کند به هدف نمره . ب. دانشجو پسر است و استاد مرد : روابط دانشجو با دانشجو الف: پسر با پسر: استغفرالاه ! ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره ! ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب! :
الف: استاد مرد است و دانشجو دختر : ب: استاد مرد است و دانشجو پسر : ج: استاد زن است و دانشجو دختر يا پسر : روابط کارمندان با دانشجو و بالعكس معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسميت پيدا مي کند. گاهي اوقات هم بعضيها موش ميدوانند
راستی یادتون نره نظر بدین!!!! |+| نوشته شده توسط هدی در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 21:46 |
|

